تبدیل!
-
تاریخ: 1405/6/16 ساعت: 2:40
یه چیزی بد جور ذهنمو مشغول کرده و رهام نمیکنه. دارم فکر میکنم که هر چی دارم رو نقد کنم برم تو یه نماد تک سهم بشم هم همیشه نقده هم اینکه رشدش از ملک و بقیه دارایی ها بالاتره. لطفا اگه این متنو می خونید نگید که حرص نزن و ولش کن. چون آدم تا زنده است در تلاش و تقلا برای بهتر شدنه. خب اینم خارج از این چا...
پشیمان!
-
تاریخ: 1405/6/16 ساعت: 2:40
تمام نقدم را تبدیل به همان نمادی کردم که قبلا گفتم ذهنم رو پر کرده. اما درست از همون موقع منفی خورد و الان کمی تو ضررم. کل مبلغی که ریختم توش دو تومن میشه هنوز به مرحله تبدیل غیرمنقولها نرسیده که پروسه سخت و ناممکنی داره این کار. همیشه همینه تا یه کاری رو نکردی چنان گل و بلبله که از حسرت دوریش داری ...
رمز!
-
تاریخ: 1405/6/16 ساعت: 2:40
نمیدونم گوجه واقعا برای مردها خوبه یا اینم یه توصیه است در حد بقیه چیزها. یه همکارم سرطان پروستات گرفته و داره آمپول میزنه مدتیه. قدیما این چیزا نبوده یا موبایل و اینترنت باعث شده گزارشهاش همه گیر بشه این روزا. شنیدم ایدز هم خیلی زیاد شده بویژه در بین بانوانی که دارن خدمات جنسی ارائه میدن به ملت! ر...
پوست!
-
تاریخ: 1405/6/16 ساعت: 2:40
یه جوری شده که نمیتونم پرتفومو نگاه کنم تا مبادا از میزان زیانم مطلع بشم. میذارم چند روزی بگذره بلکه یه جهشی رو به بالا بخوره بعد ببینمش! قبلنم گفتم تا یه کاریو نکردی اینقد باحال و خوشگل به نظر میاد که نگو! عین پنیر توی تله موش یا گوشت چسبیده به قلاب ماهیگیری اما امان از وقتی که بخای دست بکار بشی پو...
مشتری!
-
تاریخ: 20260713 ساعت: 1783935192
روز نوشتمشتری!تقریبا هیچکدام از اتفاقات اطرافمان با منطق و عقل سازگاری نداشتند هرگز! گاهی با خودم فکر میکنم ساز و برگ و سپر بر زمین بگذارم و تسلیم شوم! سالیان درازی است که در انتظار مانده ام تا تمام جهان با ذهن من هماهنگ شود در انجام هر کاری از کوچک تا بزرگ و اینگونه نشد! دیگر حتم دارم نه چیزی میدان...
نبرد!
-
تاریخ: 20260713 ساعت: 1783935192
روز نوشتنبرد!تغییر وقتی از راه میرسد بنیان هر آنچه پیش از این بودی را از جا می کند و با خود می برد و تو از نو شروع به ساختن می کنی با آدمهایی تازه! آسانسور تا پیش پایت بایستد و درها برای ورودت باز شود از فرط گرما کم می ماند به درک واصل شوی! تیرماه و تهران تا این اندازه گرم و طاقت فرسا بودن را به یاد...
خالی!
-
تاریخ: 20260713 ساعت: 1783935192
روز نوشتخالی!هیچکس کدامین خواننده خاموش من است که با تکرار جمله هایی در میان این پست ها تشویقم می کند؟ هر که هست از او ممنونم. یادش بخیر چند سال پیش در اینترنت سرچ میکردی با دویست میلیون کجا و چجور خانه ای بخرم یا کجا سرمایه گذاری اش کنم اکنون اگر یک میلیارد هم در حسابت باشد به جز اینکه هاج و واج ب...
طریق!
-
تاریخ: 20260713 ساعت: 1783935192
روز نوشتطریق!صبحانه آش خوردم و یک لیوان چای که تازه تمام شد و تن خالی شده اش روی میز است! قصدم رفتن به باشگاه است امروز از باسن مبارک یاری میطلبم و به ریسمان لرزان اراده ام چنگ میزنم بلکه این هر دو همراهی ام کنند! حدود یک هفته دیگر تصمیمم بر رفتن است به آن خانه و اندکی سروسامان بخشیدن به اوضاع امیدو...
صحنه!
-
تاریخ: 20260713 ساعت: 1783935192
روز نوشتصحنه!بیشتر از همه کدام نان را مصرف می کنید؟ پاسخ من به این سول به ترتیب لواش سنگک بربری و باگت هست. جرثقیل غول پیکری خیابان را بسته و مشغول نصب سازه فلزی عظیمی در خیابان وزرا است و من نشسته نگاهش میکنم! دوست دارم رفت آمد گربه ها و آدمها و ماشین ها را ببینم شاید! رنگ آبی و نارنجی تیرآهن ها پا...
ادامه!
-
تاریخ: 20260713 ساعت: 1783935192
روز نوشتادامه!چندین پله یوسف آباد و ولیعصر را به هم مربوط می کند! زباله گردها تمام نرده های استیل کنار این راههای عبوری را کنده و با خود برده اند! از کارهای اینچنینی شهرداری عقل از سر آدم می پرد! وقتی توان تامین روشنایی پیاده روها را نداری نرده استیل برای چه میگذاری! خب معلوم است که در تاریکی شب شکس...
ماست!
-
تاریخ: 20260713 ساعت: 1783935192
روز نوشتماست!به سرعت از سر راه پسری که گونی بزرگی از زباله های بازیافتی را به دوش می کشد کنار می روم! مرا یاد خودم می اندازد و ابتدای راهم که با کارهایی مثل کارت پخش کنی و شارژ کپسولهای آتشنشانی در دوره دانشجویی ام همراه بوده! شاید بهتر بود بجای دلسوزی بهش کمک کنم ولی نکردم! سکون سنگین هوا نشستن در ...
ارج!
-
تاریخ: 20260713 ساعت: 1783935192
روز نوشتارج!یکی از این دخترها که پا به سن گذاشته هم به نظر میاد با یه وضعی حرف می زند و خودش را لوس کرده که من تحمل نشستن اینجا و شنیدن صدایش را ندارم! باید بلند شوم و بروم شاید سمت یوسف آباد...تمام سکوت و سکون و زیبایی این پارک با رسیدن فرکانسهای آزار دهنده صدای او با خاک یکی شده دیگر ارج و قربی در...
رسیدن!
-
تاریخ: 20260713 ساعت: 1783935192
روز نوشترسیدن!زنی با دو کودک کم سن، هراسان نزدیک شد و از من سراغ شهرداری را گرفت بیشتر که حرف زد متوجه شدم منظورش نگهبان یا مدیر پارک است و از حضور سگها در اینجا شاکی! بعضی ها دوست ندارند کاری نمی شود کرد من البته مشکلی ندارم ولی همه یک جور فکر نمی کنند! هنوز اولین ماه تابستان هم تمام نشده برگهای خز...
لرزش!
-
تاریخ: 20260713 ساعت: 1783935192
روز نوشتلرزش!به تمامی آنها که دست اندرکار این جهانند در باور من، التماس کرده ام که سایه جنگ از سرمان دور شود و بتوانم به لبخندهای زندگی پیشینم برگردم اما کمترین تاثیری در واقعیت نداشته است! از کف دادن دارایی سخت است و خدشه دار شدن باورها از آن هم سخت تر! سگ بزرگ جثه روی چمن خوابیده و آنکه کوچکتر است...